عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
63
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
همچنين از قرطاس ( كاغذ ) [ انعام 6 / 7 و « قراطيس » انعام 6 / 91 ] ، مداد [ كهف 18 / 109 ] ، قلم [ قلم 68 / 1 ، علق 96 / 4 ، و « اقلام » ( لقمان 31 / 27 ) و اقلامهم ( آل عمران 3 / 44 ) ] ، صحف ( نامه ) [ طه 20 / 133 ، نجم 53 / 36 ، عبس 80 / 13 ، تكوير 81 / 10 ، اعلى 87 / 18 و 19 و صحفا ( مدثر 74 / 52 ، بيّنه 98 / 2 ) ] ، سجلّ ( كتاب ) [ انبياء 21 / 104 ] و رقّ ( طومار ) [ طور 52 / 3 ] سخن گفته است « 1 » . همهء اينها متوجه عربهايى است كه در طول تاريخ صفت « امىّ بودن » به آنها چسبيده است بدون شك « امّى بودن » ، جهل نسبت به خواندن و نوشتن عربها نيست بلكه امّى بودن ، بتپرستى و دين آنهاست كه هيچ ارتباطى با علم يا جهل ندارد . - چنان كه گذشت - . يعنى آشنايى عرب با نوشتن امر تازهاى نبوده است كه روايات مشهور آن را چنين توصيف كردهاند . شايد ، اين ملاحظهها ، پرتو تازهاى به ما در نگرش به اين مسأله بيفكند . در بيان اين تفصيلهاى تاريخى ، در پى دو هدف هستيم : 1 - ميزان تضارب آرا ، پيرامون پيدايش خط عربى را بيان كنيم كه تا چه حد حقيقت گم شده و دسترسى به آن غير ممكن گشته است . امرى كه دكتر ناصر الدين اسد را به آن واداشت تا از مناقشهء پيرامون آن پرهيز كند تا در وادى آن سرگردان نماند « 2 » . 2 - هدف دوم آن بود كه بهترين فرضها را پيرامون ورود خط عربى به مكّه بشناسيم نكتهء كاملا روشن ، اين است كه خط در زمانى تقريبا متأخّر ، يعنى نزديك به زمان بعثت پيامبر [ ص ] وارد مكّه شد . لذا دو نتيجه ؛ موضوع ما را اهميت مىبخشد : الف : ضرورتا طبق آنچه كه در گذشته ، در باب عدم آشنايى پيامبر [ ص ] با خواندن و نوشتن ، تأييد شد ، خط در ميان قريش چندان سابقه نداشته و تنها تعداد اندكى كه آن را فرا گرفته بودند كه كتابهاى تاريخى نام آن افراد را ثبت كرده است « 3 » .
--> ( 1 ) محمد عزة دروزة ، نظرة فى رواية تأخّر الخط العربى ، مجمع اللغة العربيّة ، [ صفحه آن ياد نشده است ] ( 2 ) ناصر الدين الاسد ، مصادر الشعر الجاهلى ، ص 24 . ( 3 ) احمد بن يحيى البلاذرى ، فتوح البلدان ، بخش پنجم ، صص 660 - 661 [ احمد بن يحيى بلاذرى ، فتوح البلدان ، ترجمان : آذرتاش آذرنوش ، ص 225 ] .